مانند تمامی سالهای گذشته امسال هم از دو هفته قبل از فرارسیدن نوروز سفرهای برای دیدار با دوستان و آشنایان دور و نزدیک داشتم. امسال با سالهای دیگر تفاوت چشمگیری داشت و دارد. همه بدون استثنا در تدارک شب عید بودند، خانه تکانی میکردند، خرید عید خود را کرده بودند و یا در پیش رو داشتند. انگار که در ایران انقلاب اسلامی صورت نگرفته است، انگار اسلامگرایان هر چه بیشتر با شادمانی مردم مخالف کنند مردم بیشتر بسوی هویت ایرانی خود بر میگردند. حتی چپگرایانی که میشناسم در تکوتاب مراسم نوروز بودند. انگار این سُنت ایرانیان، مدرنیته را هم بچالش کشیده است چه رسد به اسلامگرایانی که تاریخ پیدایش بشریت را با تاریجه پیدایش قبیله قُریش یکی میداند.
یکی از خصوصیات سُنت ایرانیان همین نزدیک بودنش به طبیعت است. مدرنیتهای که خرد را وا میدارد که با دانشورزی شناخت بهتری از محیط اطراف خود بدست آورد در کنار سُنت ما ایرانیان رنگ میبازد، چون پایههای اصلی فرهنگ و سُنت ما ایرانیان در طبیعت است. روز سیزدهبدر بکجا میرویم؟ شب یلدا را برای چه جشن میگیریم؟ جشن مهرگان برای چیست؟ بخز قدردانی از طبیعت و آفریننده آن!
هگل مینویسد اولین تمدن بشری در ایران بوجود آمده است. اروپائیان مراسم نوروز را اجر مینهند و احترام خاصی به آن نشان میدهند. آغاز سال نو ما آغار چرخش دوباره طبیعت است. آغاز زندگی نوین است.اروپائیان تمدن ایرانی را پیوندی ما بین انسان و طبیعت میشمارند. ارزشهای که پدران ما بجا گذاشتهاند در این سُنتهای ایرانی خود را نشان میدهد. با کلامی سادهتر میتوان گفت سرچشمه اندیشه مدرنیته در ایران باستان است.
فرهنگ ایرانی با مدرنیته در تضاد نیست بلکه زاینده آن است. مدرنیته با فرهنگ اسلامی التقاطی عربی در تضاد است و آن را به چالش میکشد. کدامین سُنت ما ایرانیان را میتوان در تضاد با مدرنیته قرار داد؟
آنچه برای من مهم بنظر میرسد آگاهی و ارج گذاشتن ایرانیان به فرهنگیست که ما در آن پرورانده شدهایم با اینکه لکه ننگی بنام اسلام را هنوز مجبوریم یدک بکشیم.
سال جدید با رنگ و بوی پر از امیدواری، شادی و نشاط آغاز شده است. از هم اکنون دگر بار بفکر ایرانی آباد، آزاد و سربلند در این کُره خاکی هستم و امیدوارم امسال همانند سی سال گذشته خود را با این خواستهایم تنها نیابم.
نوروزتان پیروز
|