بعنوان یک شخص لیبرال دموکرات که به حقوق شهروندی افراد احترام میگذارد نه میتوانم به مردم بگویم در انتخابات شرکت کنید و نه میتوانم عدم شرکت مردم در انتخابات را خواستار باشم. هر شهروند ایرانی خود تصیمگیرنده در امور شهروندیش میباشد و حق دارد با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی خود در انتخابات جمهوری اسلامی شرکت کرده و یا آن انتخابات را تحریم کند.
چگونه میتوان به جوانان دیپلمه ایران که میخواهد در کُنکور دانشگاه شرکت کنند، بگویم انتخابات را تحریم کنید! و یا چگونه به مادری که هنور ترس از جیرهبندی محصولات غذایی دارد، که حاصل انقلاب شکوهمند اسلامی و یک عامل فشار در دست سران نظام اسلامی شده است، گفت که در انتخابات شرکت نکُن! همه آنها محتاج به درج مُهر انتخابات در شناسنامههایشان هستند. آیا به افرادی که با موجودیت جمهوری اسلامی مخالفت هستند، میتوان گفت باید در انتخابات شرکت کنید. و آیا زندانیان در بند جمهوری اسلامی خواستار شرکت در این امر هستند؟
آنهایی که در سی سال گذشته با مردم به حالت دستوری سخن گفتهاند، نتیجهای از دستوراتشان به مردم گرفتهاند؟ مردم دستور دهنده نمیخواهند بلکه به دنبال روشنفکرانی هستند که بتوانند آیندهنگری کرده و راه رسیدن به یک جامعه مدنی را به آنان نشان بدهند. مردم خود خواهند توانست بهترینها را انتخاب کنند.
ساختار نظام جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی با یک سیستم قبیلهای اداره میشود. طایفههای اطراف قدرت مرکزی که رهبر میباشد، بیعت کرده با ولایت وفقه هستند. جمع این طایفهها همان خودیهای نظام هستند و مابقی اجتماع ایرانی در غیرخودیها تعریف میشوند. نهادهای این نظام فقط از رهبر دستور میگیرند و مانند یک خط دفاعی ما بین رهبر و مردم قرار دارند. مجمع تشخیص مسلحت نظام، شورای نگهبان، مجلس شورای اسلامی، مجلس جبرگان، سپاه پاسداران و رئس جمهور کشور سپر حفاظتی مسئولیتناپذیری ولایت وفقه میباشند. هیچکدام از این نهادها مسئولیتی در قبال مردم از خود نشان نمیدهند و رئیس قبیله این نظام هم پاسخگوی مردم نمیباشد.
نماد فرمایشی ریاست جمهوری اسلامگرایان چه ارزشی دارد که بخواهیم با انتخابات استصوابی آن خود را سرگرم کنیم. در طی 12 سال گذشته این سرگرمی انتخابات در داخل و خارج کشور باعث بحث و گفتگوهای فراوانی شده است که نتیجه و یا بازدهی از خود نشان نداده است. جمعی میخواهند در این انتخابات شرکت کنند و فکر میکنند، میتوانند جمهوری قبیلهای اسلامی را اصلاح کنند و جمعی دیگر مبارزه با جمهوری اسلامی را در تحریم انتخابات خلاصه کردهاند. قبل از انتخابات این دو گروه با هم درگیر میشوند، که کدام سیاستگذاری بهتر است و بعد از انتخابات باز هم به هم سرکوفت میزنند که اگر با ما همراه بودید به نتیجه مطلوب میرسیدیم. نتیجه این سردرگمی برنده شدن نظام اسلامگرایان در ایران بوده و هست. این دو گروه مُهرهای شطرنج انتخابات جمهوری اسلامی شدهاند، بجای اینکه جمهوری اسلامی را تضعیف کنند، آن را قدرتمندتر از دیروز کردهاند.
مبارزه در ایران بر سر رسیدن به یک جامعه مدنی مُدرنی میباشد که تمامی مردم خود را در آن شریک بدانند و از حقوق شهروندی مساوی خود دفاع کرده و در جامعه مسئولیتپذیر باشند. سرگرم کردن خود و مردم بر سر انتخابات نماد فرمایشی ریاست جمهوری فقط به حدر دادن انرژی بجا ماندهای است که هنوز امید دارد، به یک ایران آزاد آباد و آزاد برسد.
|