مردم ایران در روز بعد از انتخابات نمایشی جمهوریاسلامی به طرفداری از خودشان به پا خواستند. در داخل و خارج از کشور هنوز بیانیه و یا احضار نظری پخش نشده بود و مردم خودجوش عمل میکردند. در داخل کشور انتخاب احمدی نژاد از طرف رهبری جمهوریاسلامی برای سه نفری که از سد شورای نگهبان گذشته بودند، غیر منتظره نبود، غیر منتظره حضور مردم بود.
هر سه نفر کاندیدهای ریاستجمهوری از قیام مردم قافلگیر شده بودند. آنان بصورت محدود توانسته بودند، صدایشان را به مردم برسانند، ولی صدا و سیما و روزنامههای دولتی از تصمیم رهبر جمهوریاسلامی با خبر بودند همانطور که این سه نفر از خودیهای رژیم از قبل می دانستند، که احمدی نژاد در مسند ریاست جمهوری خواهد ماند. آنچه اهمیت پیدا کرد درماندگی و ایران ستیزی نظام جمهوریاسلامی در برابر مردم بود، که به هر بهائی میخواهد به خواستهای مردم بها ندهد. مردم هم پاسخهای خود را به آنان دادند.
مردم جمهوریاسلامی را با قیام دموکراسیخواهانه خود کیشومات کردند. اگر آلمانها ( سرکوب و شناسایی تظاهرکنندگان از هنرهای پلیس و دولت آلمان است ) با تکنولوژی سرکوب مخابراتی به کمک جمهوریاسلامی نرفته بود و موج فیلمهای کوتاه مقاومت مردم بیشتر در جهان پخش میشد جمهوریاسلامی نمیتوانست مزدوران خود را به جان مردم باندازد. آلمان به همراه چین و روسیه در امور داخلی کشور ما که به آنان ربطی ندارد دخالت کردهاند. این تجربه تلخ را مردم با خون خود در تاریخ جهانی برای آیندگانشان به ثبت رساندهاند.
مردم میدانند که دولتهای بیگانه در راه منافع ملی خودشان حاضرند در خون ایرانیان شنا کنند همانطور که در جنگ ایران و عراق تا آخرین دلار عراقی و ایرانی جنگ را به درازا کشاندند. مردم امیدی به مرکل، اوباما، اتحادیه اروپا و سازمان ملل و امثال آنان نبستهاند. امید مردم بر باورهای خودشان است که هر روزه به نمایش میگذارند.
اپوزیسون خودی یا قانونی جمهوریاسلامی هم مردم را تنها گذاشت و بدنبال سازشگری خود با رژیم رفت و حال میخواهد رهبریت مردم را بدست بگیرد غافل از اینکه مردم رهبر خودشان هستند و نیازی به رهبر ندارند. اپوزیسیون غیر خودی رژیم که هنوز پایبندی خود را به انقلاب اسلامی سال 57 محکم و استوارتر از دیروز بیان میکند و اکثراً خود را جمهوریخواه میخواهند معرفی کنند بازندگان بزرگتر این قیام مردم هستند. این گروههای جمهوریخواه یک پایشان در جمهوریاسلامی و یک پایشان در اروپا و امریکایست که امپریالیسم جهانخوار نام گذاشتهاند. خواست آنان ترمیم نظام جمهوریاسلامی به یک جمهوریدموکراتیک در سیصد سال آینده میباشد که البته ساختار نظام دموکراتیک آنان هم همانند ولایت وفقیه با کمی فلفل مارکس و نمک اسلام، هم تند است و هم شور.
اپوزیسیون غیر قانونی جمهوریاسلامی که خواستار سرنگونی نظام جمهوریاسلامی میباشند در همان روز اول قیام مردم به آنها پیوستند. بعد از سی سال ناامیدی و یاس دوباره فعال شدند. آنها در داخل همراه مردم و با مردم و از خود مردم بودند و هستند. در خارج از کشور هم ایرانیان مهاجر که دارای حقوق شهوندی خود هستند، خواست مردم در داخل کشور را مبنی بر آزادیهای فردی و حقوق شهروندی را درک کرده و برای حمایت و در دفاع از مردم داخل به خیابانها سرازیر شدند.
این قیام مردم را میتوانیم انقلاب مخملی از نوع ایرانی آن نامگذاری کنیم که همگان در آن نقشی داشته و دارند. حال باید دید چه کسانی توانایی و هنر بافتن این کلاف سر درگم را دارا هستند. مخملبافهای فراوانی پا به میدان خواهند گذاشت ولی این مردم راه پنبه کردن زنجیرها را پیدا کردهاند. |