بهمن زاهدی Bahman Zahedi  
  آغاز   گوناگون   بهمن زاهدی   انقلاب‌مخملی بدون مخملباف‌ها 

مجمع
  گوناگون

  تحقیقی

  انتخابات

  ترجمه

  سبز


نویسندگان
  بهمن زاهدی

  راشل زرگریان

  احمد پناهنده


گوناگون
  تماس با ما

  درباره ما


تبلیغات








Bahman Zahedi


انقلاب‌مخملی بدون مخملباف‌ها


زمانیکه مردم ایران برای بدست آوردن حقوق شهروندی خود به خیابانها آمدند، دیگر نیازی به رهبر، روشنفکر، حزب و سازمان و اصلاح طلبِ رژیمی و غیر رژیمی نداشتند. آنان قبل از رسیدن به یک اتحاد جمعی برای گذر از استبداد، خواهان آزادی‌های فردی خودشان هستند.

مردم ایران در روز بعد از انتخابات نمایشی جمهوری‌اسلامی به طرفداری از خودشان به پا خواستند. در داخل و خارج از کشور هنوز بیانیه و یا احضار نظری پخش نشده بود و مردم خود‌جوش عمل می‌کردند. در داخل کشور انتخاب احمدی نژاد از طرف ‌رهبری جمهوری‌اسلامی برای سه نفری که از سد شورای نگهبان گذشته بودند، غیر منتظره نبود، غیر منتظره حضور مردم بود.

هر سه نفر کاندیدهای ریاست‌جمهوری از قیام مردم قافلگیر شده بودند. آنان بصورت محدود توانسته بودند، صدایشان را به مردم برسانند، ولی صدا و سیما و روزنامه‌های دولتی از تصمیم رهبر جمهوری‌اسلامی با خبر بودند همانطور که این سه نفر از خودی‌های رژیم از قبل می دانستند، که احمدی نژاد در مسند ریاست جمهوری خواهد ماند. آنچه اهمیت پیدا کرد درماندگی و ایران ‌ستیزی نظام جمهوری‌اسلامی در برابر مردم بود، که به هر بهائی می‌خواهد به خواستهای مردم بها ندهد. مردم هم پاسخهای خود را به آنان دادند.

مردم جمهوری‌اسلامی را با قیام دموکراسی‌خواهانه خود کیش‌و‌مات کردند. اگر آلمانها ( سرکوب و شناسایی تظاهر‌کنندگان از هنرهای پلیس و دولت آلمان است ) با تکنولوژی سرکوب مخابراتی به کمک جمهوری‌اسلامی نرفته بود و موج فیلمهای کوتاه مقاومت مردم بیشتر در جهان پخش می‌شد جمهوری‌اسلامی نمی‌توانست مزدوران خود را به جان مردم باندازد. آلمان به همراه چین و روسیه در امور داخلی کشور ما که به آنان ربطی ندارد دخالت کرده‌اند. این تجربه تلخ را مردم با خون خود در تاریخ جهانی برای آیندگانشان به ثبت رسانده‌اند.

مردم می‌دانند که دولتهای بیگانه در راه منافع ملی خودشان حاضرند در خون ایرانیان شنا کنند همانطور که در جنگ ایران و عراق تا آخرین دلار عراقی و ایرانی جنگ را به درازا کشاندند. مردم امیدی به مرکل، اوباما، اتحادیه اروپا و سازمان ملل و امثال آنان نبسته‌اند. امید مردم بر باورهای خودشان است که هر روزه به نمایش می‌گذارند.

اپوزیسون خودی یا قانونی جمهوری‌اسلامی هم مردم را تنها گذاشت و بدنبال سازشگری خود با رژیم رفت و حال می‌خواهد رهبریت مردم را بدست بگیرد غافل از اینکه مردم رهبر خودشان هستند و نیازی به رهبر ندارند. اپوزیسیون غیر خودی رژیم که هنوز پایبندی خود را به انقلاب اسلامی سال 57 محکم و استوارتر از دیروز بیان می‌کند و اکثراً خود را جمهوری‌خواه می‌خواهند معرفی کنند بازندگان بزرگتر این قیام مردم هستند. این گروه‌های جمهوری‌خواه یک پایشان در جمهوری‌اسلامی و یک پایشان در اروپا و امریکا‌یست که امپریالیسم جهانخوار نام گذاشته‌اند. خواست آنان ترمیم نظام جمهوری‌اسلامی به یک جمهوری‌دموکراتیک در سیصد سال آینده می‌باشد که البته ساختار نظام دموکراتیک آنان هم همانند ولایت وفقیه با کمی فلفل مارکس و نمک اسلام، هم تند است و هم شور.

اپوزیسیون غیر قانونی جمهوری‌اسلامی که خواستار سرنگونی نظام جمهوری‌اسلامی می‌باشند در همان روز اول قیام مردم به آنها پیوستند. بعد از سی سال ناامیدی و یاس دوباره فعال شدند. آنها در داخل همراه مردم و با مردم و از خود مردم بودند و هستند. در خارج از کشور هم ایرانیان مهاجر که دارای حقوق شهوندی خود هستند، خواست مردم در داخل کشور را مبنی بر آزادیهای فردی و حقوق شهروندی را درک کرده و برای حمایت و در دفاع از مردم داخل به خیابانها سرازیر شدند.

این قیام مردم را می‌توانیم انقلاب مخملی از نوع ایرانی آن نامگذاری کنیم که همگان در آن نقشی داشته و دارند. حال باید دید چه کسانی توانایی و هنر بافتن این کلاف سر درگم را دارا هستند. مخملبافهای فراوانی پا به میدان خواهند گذاشت ولی این مردم راه پنبه کردن زنجیرها را پیدا کرده‌اند.

چهارشنبه 24 تیر 1388




Donbaleh دنباله Balatarin بالاترین Facebook Facebook نظرشما چیست؟


Madjid

سلام. من تا چندی پیش از حامیان نظام پادشاهی بودم. ولی مردم ایران به من درس دادند: مردم انتخابات را تحریم نکردندد. مردم با وجود خشونت دولتی به خیابانها میایند. و مردم شعار مشترک میدهند: یا حسین، میر حسین ! میدانم که این انتخابات آزاد نبود، میدانم که این نظام حقوق بشر را رعایت نمیکند. میدانم که زندانها قبل از انتخابات هم پر بودند. ولی امروز تنها شانسی که برای تغییر میبینم اتحاد در داخل و خارج از کشور و اعلام مشترک همبستگی نیروهای مخالف این نظام با این قیام سبز مردم است. من یک فرد تحصیلکرده هستم که ۳۰ سال از دور ناظر به گفتار و رفتار سیاسیون ایرانی در داخل و خارج از کشور بودم. تصویر من از این دوستان این است که همگی میهندوست و آزادیخواه هستند اما هرکدام برای خود دربار و دستگاهی درست کرد ه اند و با هم دعوا دارند یا از پیوند با یکدیگر میترسند. البته شاید یک یا دو استثنا - بخصوص در فرانسه و آلمان - وجود دارد. بطور خلاصه ۴ گروه پر قدرت میبینم: حامیان نظام دمکراتیک پادشاهی، حامیان نظام جمهوری، حامیان نظام جمهوری دمکراتیک اسلامی و حامیان نظام سوسیالیستی مانند طرفدارن مجاهدین خلق. بنظر می رسد که قانون تقسیم کن و حکومت کن بسیار موفق بوده است. علت این جدایی خط قرمز هایی است که برای یکدیگر کشیدهیم: کودتای ۲۸ مرداد، همکاری با انقلبیون ۵۷ ، همکاری با نظام فعلی، همکاری با صدام حسین، و شاید یکی دوتا خط قرمز دیگر. ولی امروز من از خود سوال می کنم: آیا عملکرد ما در مقایسه با شجاعت زنان و جوانان در ایران درست است ؟ آیا ما مردم خارج از کشور نباید از خود گذشتگی خیلی بیشتری نشان بدهیم ؟ دعوا بس است.
ارادتمند
مجید مجیدی، آلمان

چهارشنبه 7 مرداد 1388



khalafzadeh

Ba nazar e shoma movafegham daghighan hamintor ke goftid.

پنچ شنبه 25 تیر 1388




نشر و تکثیر تمامی و یا قسمتی از مطالب نوشته شده در این سایت با ذکر نام ماخذ bahman.zahedi.com آزاد است.