با به ثمر رسیدن انقلاباسلامی در ایران، ملیگرایی و دفاع از منابع ملی کشور به فراموشی سپرده شد. نگاه جهانوطنی اسلامگرایان و چپگرایان ایران جایی برای وطندوستان در دفاع از هویتملی خود نگذاشت. اسلامگرایان در پی صدور انقلاباسلامی و چپگرایان در پی همبستگی جهانی کارگران، منافع ملی کشور را به حراج گذاشتند. غربستیزی آرمانی یکی دیگر از دستآوردهای انقلاباسلامی بود که هنوز این دو گروه نامبرده بر آن پافشاری میکنند.
برای صدور انقلاباسلامی حمایت مالی و معنوی از گروههای اسلامی و چپگرای فلسطینی آغاز شد. چپگرایان که مبارزه مسلحانه خود را در لبنان و فلسطین از این گروههای تروریستی آموخته بودند، حکومت اسلامی را تشویق به کمک مالی به معلمان ایدوئولوژیکی خود کردند.
کمک مالی غرب به مسلمانان پاکستان و افغانستان برای مقابله با رژیم دست نشانده شوروی در افغانستان، شروع دیگری برای تاراج منافع ملی کشور بود. سرازیر شدن کمک مالی حکومتاسلامی و غرب برای تقویت طالبان و دگر گروهای مسلح، جهان را بسوی پیدایش تروریستهای اسلامی سوق داد. ایجاد و پرورش نیروهای مسلح عراقی در ایران برای مقابله با صدام حسین و یا نیروهای لبنانی (حزب الله) برای به آشوب کشاندن منطقه در برنامه جهانگشایی حکومتاسلامی جایگذین رفاه اجتماعی مردم ایران شد.
مستشاران مذهبی هم که با کمک مالی اسلامگرایان به کشورهای مختلف فرستاده شدند، هزینه سنگنتری بر دوش اقتصاد ایران گذاشتند. برای رسیدن به جهانگشایی اسلامی منافع ملی کشور آنچنان تاراج شد، که حکومت اسلامی به واگذاری منابع طبیعی کشور به بیگانگان تن در داد.
با هر چه بزرگتر شدن این گروهای فشار مسلح، مجارج آنان هم بالاتر رفت و برای نگهداری آنان، میبایستی مردم ایران رفاه نسبی خود را هم فدای اهداف جهانوطنیها میکردند.
جنگ حزبالله لبنان و اسرائیل فقط با این تاراج منافع ملی ایران مقدور بود. بعد از این جنگ بازسازی راهها و ساختمانهای ویران شده و کمک نقدی به نیروهای حربالله لبنان، مردم ایران را متوجه این نکته کرد، که حکومتاسلامی برای ایرانیان ارزشی قایل نیست. حتی شهرهای ایرانی مانند خرمشهر و آبادان که در جنگ ایران و عراق ویران شده بودند بازسازی نشدند و کمک مالی به صدمه دیدگان پرداخت نشد. جانبازان جنگ را هم با حال خود تنها گذاشتند.
رفاه اجتماعی مردم ایران مهمتر از نگاه جهانوطنی اسلامگرایان و چپگرایان است. با این حال هویتملی در مردم دوباره زنده شده است و خواستهای مردم در مقابل سیاستهای جهانگشایان قرار گرفته است.
هموطنی میگفت: کمونیستهای ایرانی لوسآنجلس نشین احتیاجی ندارند در ایران بقدرت برسند تا امپرالیسم جهانخوار امریکا را از طریق ایران سرنگون کنند آنها همانجا برای سیستم کمونیستی خود در مقابل امپرالیسم جهانی مبارزه کنند و مردم ایران را راحت بگذارند.
شکست اسلامگرایان، شکست چپگرایان ایران هم میباشد. آنها با هم انقلاب اسلامی را بر قرار کردند و با هم ملت ایران را بخاطر جهانوطنی بودن دیدگاهشان سی سال تنها گذاشتند. آنان با هم و در کنار هم سرنگون خواهند شد. مردم ایران ملیگرایی خود را به جای جهانوطنی بودن اجباری و ایدولوژیکی دوباره ارزشمند کردهاند.
زمان عقاید جهانوطنی اسلامی و چپی به سر آمده. سی سال بیوطنی و بیهویتی جای خود را به وطندوستی و ارزشگذاری به هویت (خویش) ایرانی داده است. ملیگرایی به معنای دفاع از منافع ملی به همراه کمک به دیگران در زمان رفاه اجتماعی، جهانبینی جدید ایرانیان داخل کشور شده است.
|