مهمترین و بالاترین مقامی که یک شهروند ایرانی در سیاست میتواند به آن برسد چیست؟
هنوز نتوانستهام وظایف و اختیارات این شهروند ایرانی را که در راس اجتماع قرار میگیرد تعریف حقوقی بکنم! تعاریف این مقام بیشتر در عقاید سازمانی و حزبی پنهان شده و یا در ایدولوژیها و منشورهای گوناگون بصورت کوتاه به آن اشارهای کردهاند.
در هر کشوری که به دموکراسی رسیده، سه قُوه اصلی ( قضایی، اجرایی، قانوگذار ) وجود دارند، که در راس حرم اجتماعی بهم پیوند میخورند و تا آن مکان هیچگونه وابستگی قانونی ( دستورگیری ) به یکدیگر ندارند. اُرگانهای دیگر جامعه مدنی با کمک این سه قُوه جُداگانهاست، که میتوانند به حقوق مدنی خود برسند و از آن دفاع کنند.
هیچکدام از سران این سه قُوه ( رئیس مجلس، رئیس دیوان عالی کشور، رئیس دولت ) نمیتوانند در راس حرم اجتماعی کشور قرار بگیرند، چون فراتر قرار گرفتن یکی از دیگری تعادل تقسم قدرت را بهم خواهد زد.
در راس حرم اجتماعی یک کشور، باید فردی تشریفاتی فاقد قدرت سیاسی قرار داشته باشد. این فرد را میتواند رئیس جمهور یا پادشاه بنامیم. محدوده قدرت این فرد را هم میتوان به تعریف کشید. رئیس جمهور یا پادشاه رای نمایندگان مجلس را از رئیس مجلس به رئیس دولت ابلاغ میکند و یا حکم استفاه رئیس دولت را که باز هم با رای نمایندگان مجلس میباشد به رئیس دولت تقدم میکند. رئیس جمهور یا پادشاه نماد همبستگی ملی کشور هستند.
مابقی امورات کشور در دست سه قُوه اصلی و غیر وابسته به هم و غیر وابسته به نماد همبستگی خواهند بود.
کسانیکه پادشاه یا رئیس جمهور را با قدرت اجرائی دولتی میخواهند و یا آنان را بصورت رهبر سیاسی کشور در نظر و معرفی میکنند توجهای به مسولیتپذیری در قبال روند دموکراسی در جامعه ایرانی ندارند. آنان فرد دیکتاتوری را برای ارضای خود و یا برای خواستهای فردی و گروهی خود میطلبند و یا اینکه با جامعهی جوان ایران بیگانهاند.
چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
|