این چه تحولی بود که توانست به اینگونه در کشور ما ریشه بدواند و ریشهکن شدنی نیست؟ از بین بردن اربابان و آزاد کردن کشاورزان که رعیتی (برده اسلامی) تا آن زمان بیش نبودن چگونه میتوانست مخالفت چپگرایان ایران را بخود اختصاص دهد؟ سهیم کردن کارگران در سود کارخانهها چرا بایستی با مخالفت طرفداران و حامیان کارگران روبرو میشد؟ تجدید نظر در قانون انتخابات به منظور دادن حق رای زنان و حقوق برابر سیاسی با مردان، چرا با مخالفت کسانی که بر خود نام "آزادیخواهان ایران" و یا "نحضت آزادی" را گذاشته بودند مواجعه شد؟ چپگرایان و ملیمذهبیها ایران پاسخگو به این سوالات نبوده و نیستند و نخواهند بود، تاریخ پاسخگویی بی طرف برای این سوالات خواهد شد. سکوت این گروههای ضد ایرانی که با نفرت، کنیه و ضدیت به اصلاحات اجتماعی و نظام پادشاهی آن زمان مینگریستند، هر روز برای ایران دوستان نمایانتر میشود. آنان منطقی در کارزار خود نداشتند بغیر از جنگ مسلحهانهای که به بجای اندیشیدن بیگانگان به یادشان داده بودند.
|