بهمن زاهدی Bahman Zahedi  
  آغاز   سبز   بهمن زاهدی   اگر شما شاهزاده می‌بودید! 

مجمع
  گوناگون

  تحقیقی

  انتخابات

  ترجمه

  سبز

  کتاب دوران پهلوی


نویسندگان
  بهمن زاهدی

  م.ر. هزار


گوناگون
  تماس با ما

  درباره ما


تبلیغات


























Bahman Zahedi


اگر شما شاهزاده می‌بودید!


یک لحظه خود را در جایگاهی که او قرار دارد، بگذارید و تصور کنید که شما شاهزاده ایران هستید، چه مسئولیتی را بر شانه‌های خود احساس می‌کنید؟ چه انتظاری از مردم می‌داشتید؟ چه انتظاری از طرفداران نظام پادشاهی می‌داشتنید؟ و چه امکاناتی را در دست می‌داشتید؟ شاهزاده بدون طرفداران نظام پادشاهی شهروندی مانند من و شماست! این را بارها اعلام کرده است، چون ما او را بار‌ها تنها گذاشته‌ایم. او انسانی مانند تمامی انسان‌های این کُره خاکسیست با این تمایز که او با مسئولیتی در زندگی خود سر و کار دارد که خودش انتخاب نکرده ولی ما خودمان ایشان را برای پادشاهی کشور انتخاب کرده‌ایم. کسی بما دستور نداده است که از پادشاهی حمایت کنیم، بلکه می‌ببینیم، که او بهترین گزینه برای رسیدن به دموکراسی و گذر از جمهوری اسلامی در ایران می‌باشد.

امروزه بحث بر سر موقعیت احتماعی و سیاسی شاهزاده رضا پهلوی را می‌توان در اکثر نشست‌های سیاسی خارج از کشور شنید. ایشان اهدافش را برای همگان روشن کرده است و اعتماد اکثر ایرانیان را بدست آورده، حتی در طیف چپ ایران ایشان از احترام مخصوصی برخوردار شده است.

آنچه را که شاهزاده رضا پهلوی انجام می‌دهد و فعالیتی را که ایشان برای آزادی کشورمان انجام می‌دهد در این سی و یک سال گذشته از کسی دیده نشده است. کسانی که در انتظار‌ نشسته‌اند تا شاهزاده از پدرش انتقاد کند، هنوز انتقاد از خود را یاد نگرفته‌اند و به اشتباهات سیاسی و غیر‌انسانی خود اعتراف نکرده‌اند، چه برسد که در باره پدرانشان انتقاد کنند! تاکتیک سیاسی این گروه‌ها بر این باور استوار شده است که شاهزاده را زیر سوال ببرند و خود را قهرمان‌وار مدافع منافع ملی نشان دهند، هر چند که ملی‌گرائی را هم هنوز نیا‌موخته‌اند و نوشتارهایشان آنچنان تکراری شده است که خود هم باوری بر نوشته‌های خود ندارند. حداقل این افراد اگر انتقادی بر عمل‌کرد‌های شاهزاده داشته باشند، می‌توانند مستقیم از ایشان خواستار پاسخگوئی شوند ولی چه انتقادی را از شاهزاده می‌توان داشت؟

شاهزاده بودن، مسئولیتست که بر دوش ایشان گذاشته شده و بر دوش من و شما نیست. شما و من می‌توانیم براحتی در اروپا و امریکا زندگی کنیم تعطیلات خود را در ایران بر سر‌آوریم، خانه و زمین در ایران خریداری کنیم و خود را از هرگونه مسئولیت سیاسی برهذر کنیم و تمامی انتظارات سیاسی خود را از ایشان طلب کنیم. اگر شما و من بجای ایشان شاهزاده بودیم جه می‌کردیم؟ چه انتظاری و چه مسئولیتی را بر دوش خود احساس می‌کردیم؟ این شاهزاده رضا پهلوی می‌باشد که بحق اکنون شاهزاده است و می‌تواند در آینده پادشاهی عادل برای باز‌سازی ایران بشود.

یک لحظه خود را در جایگاهی که او قرار دارد، بگذارید و تصور کنید که شما شاهزاده ایران هستید، چه انتظاری از مردم می‌داشتید؟ چه انتظاری از طرفداران نظام پادشاهی می‌داشتنید؟ و چه امکاناتی را در دست می‌داشتید؟ شاهزاده بدون طرفداران نظام پادشاهی شهروندی مانند من و شماست! این را بارها اعلام کرده است، چون ما او را بار‌ها تنها گذاشته‌ایم. او انسانی مانند تمامی انسان‌های این کُره خاکسیست با این تمایز که او با مسئولیتی در زندگی خود سر و کار دارد که خودش انتخاب نکرده ولی ما خودمان ایشان را برای پادشاهی کشور انتخاب کرده‌ایم. کسی بما دستور نداده است که از پادشاهی حمایت کنیم، بلکه می‌ببینیم، که او بهترین گزینه برای رسیدن به دموکراسی و گذر از جمهوری اسلامی در ایران می‌باشد.

ما می‌توانیم و باید خود را بیشتر از اینها سازماندهی دهیم، چون می‌دانیم که با وجود او بعنوان پادشاه آینده ایران است که می‌توانیم بدون خونریزی از جمهوری اسلامی گذر کنیم. با او می‌توانیم ایران را دوباره آباد و آزاد کنیم. باید مردم را بیشتر آگاه کنیم که برای آینده ایران چه برنامه‌ای داریم. چرا شاهزاده را بعنوان گزینه‌ای واقعیت‌گرایانه انتخاب کرده‌ایم؟ چرا جمهوری خواهان رنگارنگ نتوانسته‌اند اعتماد مردم را جلب کنند؟ باید این امکان را برای شاهزاده بوجود آوریم که از زیر فشاری که اروپائیان و امریکایان بر او وارد می‌کند آزاد شود.
اینها همه در توان ما هست، چون ما هستیم که برای آزادی ایران و نه برای به قدرت رسیدن مبارزه می‌کنیم. دوره جمهوری‌خواهی نمایشی، فرمایشی و وقت‌کشی برای ادامه حیات جمهوری‌اسلامی گذشته است. زمان، زمان گذر گام به گام از جمهوری اسلامی و احیای دموکراسی در ایران رسیده است. این زمان و امکانات بدست آمده را نباید از دست بدهیم.

جُنبش سبز و شاهزاده

آشتی‌ملی، اتحاد تمامی ایرانیان و دفاع از حقوق بشر و پایبند بودن به اعلامیه جهانی حقوق بشر را اوست که به گفتمان سیاسی کشور وارد کرده است. آیا در داخل کشور به آشتی‌ ملی نرسیده‌ایم و آیا مردم در داخل کشور متحد نشده‌اند و از حقوق شهروندی خود که مشتقی از اعلامیه جهانی حقوق بشر است، دفاع نمی کنند؟ آیا خواست‌های جُنبش سبز همان خواست‌ها و عمل ‌کردهای شاهزاده نیست؟ جُنبش سبز اگر رهبری را بخواهد انتخاب کند، چه کسی می‌تواند باشد؟ افراد و گروه‌های سیاسی چپگرا که قبل از انقلاب اسلامی در درون سازمانهای خود هم کیشانشان را پاکسازهای فیزیکی می‌کردند و بعد از انقلاب اسلامی برای نزدیک شدن به اسلامگرایان همدیگر را لو می‌دانند و از اعدام دگراندیشان خود شادی می‌کردند و اکنون در به انزوا کشیدن هم فکران خود ابای از خود نشان نمی‌دهند، یا شاهزاده رضا پهلوی.

به نظر من مخالفان شاهزاده نتوانسته‌اند خود را از کینه‌ورزی و نفرت درونی خود رها کنند و به همین دلیل ساده لیاقت به قدرت رسیدن در ایران را ندارند. در حالی که شاهزاده نه کینه‌ای بر دل دارد و نه نفرتی که بخواهد دیکتاتوری جدیدی را برقرار کند. شاهزاده رضا پهلوی توانسته است ما بین اروپائیان و امریکایهای دموکرات و آزادمنش از حقوق و منافع ایرانیان دفاع کند و به همین جهت محبوبیت زیادی بدست آورده. شاهراده یک سرمایه ملی ایران است، که توان گذر مسالمت‌آمیز از جمهوری اسلامی و دموکراتیزه کردن فضای سیاسی کشور را دارا می‌باشد. چه بخواهیم و چه نخواهیم. چه مخالفان ایشان درک بکنند و چه بمانند آنچه که هستند.






سه شنبه 27 بهمن 1388




Donbaleh دنباله Balatarin بالاترین Facebook Facebook نظرشما چیست؟


کوشان

نازنین استاد درود.من این را در دنباله لینک دادم هر چند دیر دیدم ولی عالی بود.بدانید با این گروه که کامنت گذاشتن بحث بی مورده.اینها راهشان و اخورشان از کربلای 28 مرداد تا قبله مسکو مشخص هست.چه دعوای دنباله رو که میبینید.لحظه ای از حقانیت اعلی حضرت نردید و سرپیچی بلاهت ملتی است که چوبش را می خورند.اگر وقت داشتید:
www.kooshan1.blogspot.com

سپاس

سه شنبه 13 مهر 1389



guita

دوست گرامی‌،

با مطالعاتی که در مورد ایشان و انتقادتشان به دوران گذشته قبل از آشوب ۱۹۷۹ را در مورد داشتم ایشان یکی‌ از چهرهای سیاسی بسیار پر ارزشی برای آینده ایران میباشند.شاهزاده تاکیدشان برای رسیدن به حق رای و اجرای حقوق بشر در ایران می‌باشد و در این راه بسیار کوشا هستند.

.آنچه که مهم است آن است که میبایست که مردم ایران بتوانند برای آینده خودشان تصمیم بگیرند که کاملا در مسیر ایشان می‌باشد.

ولی‌ یک دست صدا ندارد باید اتحاد باشد ، از طرفی‌ تمام سرمایه داران گذشته که از دوران گذشته بهره‌مند شدند باید وطن دوستی‌‌شان را با کمک ابراز کنند و در این راه کوشا باشند فقط برای ایران.

جوانان دلاور ایران با سکوت و انرژی ۶ ماه است که به این دولت اعتراض میکنند، بله باید برای رسیدن به دمکراسی زحمت کشید ولی‌ تا بیشتر دیر نشده باید همه متحد شویم.

در حال حاضر باید به فکر این جوانان بود که یک یک دستگیر شدند ، هر کدام گل یک خانه هستند نباید پر پر شوند تا ایرانی‌ نو بسازند.

وقتی‌ به فضای سالم و بهاری آزاد رسیدیم آنوقت پشتیبانیه مان برای نماینده منتخب مردم که برنامه‌ای دارد و سعی‌ برای ایران می‌کند بیان می‌کنیم.

مسولیت بزرگی‌ در راه است.

تا به زودی روزهای روشن.

چهارشنبه 28 بهمن 1388



بهمن زاهدی

هموطن گرامی با استدلال شما به این می‌رسیم که طی 31 سال گذشته نظام جمهوری را هم تجربه کرده‌ایم. و نباید جمهوری داشته باشیم. سوالی که من از شما دارم این است کدامین حزب و تشکیلات سیاسی دموکراتیک در ایران و خارج از کشور داریم که بتوانیم با سرعت به دموکراسی آلمان برسیم.
آیا احزاب چپگرای ایران در مدت این 31 سال توانسته‌اند رهبران سیاسی خود را بصورت دموکراتیک انتخاب کنند؟ و یا اینکه برای پیروزی در آینده می‌توانیم از مدال هلند و یا ژاپن استفاده کنیم و یا اینکه می‌خواهید تجربه‌ای را که آلمان در جنگ حهانی دوم کسب کرده ما هم کسب کنیم؟

سه شنبه 27 بهمن 1388



امیر

حالا اشکال کار کجاست؟ بعد از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران، (که انشاالله شما هم از طرفداری جنابان کروبی و موســـــوی دست برمیدارید و فقط به ایران و ایرانی فکر میکنی!!) بجای حکومت سلطنی، یک حکومت کاملاً دمکراتیک داشته باشیم و حق رأی را به مردم بدهم.... این نوع حکومت برای «آقای پهلوی»هم گمنام نیست و ایشان هم بارها در سخنرانی های خود از این نوع حـــــکومت طرفداری کرده اند....از نظر علمی ، چیزی که از بین رفته ، دوباره نمیتونه همون فورم بوجود بیاد! رژیم سلطنتی در ایران تاریخ بلنـــدی رو تجربه کرده و تمام شده...نمیشه دوباره آنرا بزک دوزک کرد و با نام همان سلطنت ولی با رنگ و لعاب جدید بخورد مردم داد. حالا اگه شما مشکل با دمکراسی داری و نوعی از دمکراسی که تو خود همین آلمان وجود داره را نمیتوانی بپذیری آن داستانی دیگر است.
طبیعیست که شما و استاد ارجمند «جناب همایون!» هم میتوانیداز این نوع حکومت برای خود وزیر و وکیلی بهم بزنید، کما اینکه FDP اکنون به وزارت خارجه رسیده و قبلً هم «برادر یوشکا فیشر» طناب مارا در دست داشتند!
با آرزوی پیروزی 

سه شنبه 27 بهمن 1388



arash naderi

dorood bar shoma v hamay ensanhay sharif ke dar rah ensani v komak be digran v jehan piramonashan gham bar midarand!sokhnan ziyadi daram dost farzaneham!ama bekhater nadashtan font farsi tarjih medam kotah benvisam ke khanadeh khasteh nashavad!faght arz mekonam ke aghay reza pahlavai ensani sharif ba andishhai niikk v ensaniest!ama motasfaneh bazi az be estlah tarfdaran shayd moghrez?ya naaghah?!!ya!ya!ya!mojeb bad name tayfe padshahi shodand v dard bar del ensanhay azadeh megozarand!man barha arz kardam ke padeshah iran che khob v che bad in hagh ro darad ke jenazeshan dar khak iran dafn shavad !hagh ast!v aghay reza pahlavi ham ghagh darand dar iran zandgi konand!v hich kas nabayad manee shavad!be har roy sepas az mehrtan bahman zahadi aziz dost khob paltalki man!bedrood.

سه شنبه 27 بهمن 1388



بهمن زاهدی

دوست گرامی

با در نظر گرفتن گفته شما نتیجه می گیرم که در اسپانیا، هلند، سوئد و ژاپن هنوز دیکتاتوری وجود دارد!

ارادتمند
بهمن زاهدی

سه شنبه 27 بهمن 1388



سینا

دوست من سلطنت یعنی دیکتاتوری حتی اگر دیکتاتور خوب باشه باز هم فرق زیادی نمیکته تا کی باید شاه رو با اخوند و اخوند رو با شاه عوض کرد؟

سه شنبه 27 بهمن 1388




نشر و تکثیر تمامی و یا قسمتی از مطالب نوشته شده در این سایت با ذکر نام ماخذ bahman.zahedi.com آزاد است.