بهمن زاهدی Bahman Zahedi  
  آغاز   سبز   بهمن زاهدی   مساجد و معابد ویران شده 

مجمع
  گوناگون

  تحقیقی

  انتخابات

  ترجمه

  سبز

  کتاب دوران پهلوی


نویسندگان
  بهمن زاهدی

  م.ر. هزار


گوناگون
  تماس با ما

  درباره ما


تبلیغات


























Bahman Zahedi


مساجد و معابد ویران شده


بشر زمانی به انسانیت رسید که از داشتن خرد آگاه شد. تمایز انسان از حیوانات در داشتن خرد می‌باشد و گرنه بشر هم مانند حیوانات برای زندگی کردن در این طبیعت نیازمندی‌های مشترکی را داراست. خرد با استفاده از تجربیات شخصی و آموزه‌های نسل‌های گذشته در سیر تکامل همیشگی خود بسوی بهروزی فرد بشری می‌رود. زمانیکه خردهای فردی بخواهند به خرد جمعی برسند بایستی اصطحكاك‌پذیری و انعطاف‌پذیری خود را نمایان کنند. خرد جمعی بازتاب تمامی خردهای فردیست که در یک جامعه مدرن شکوفا می‌شود.

انسان‌های اولیه برای پرورش خرد خود محتاج به داشتن تکیه‌گاه و یا مبدایی بودند تا بتوانند در مرحله اول خود را به تعریف بکشیده و یا هویت‌دار بکنند. در واقع خرد در آغار کار به خود‌شناسی می‌پردازد و نیاز به نقطه‌ای دارد که از آنجا شروع خود را برای شناخت جهان آغاز کند. این نقطه شروع نسبی و قابل تغییر می‌باشد و مطلق نیست. آتش پرستی، خدا پرستی و یکتا پرستی برای انسان تکیه‌گاه‌های اولیه بودند و هر کدام از آنان با آگاه‌تر شدن خرد فردی جایگاه‌های خود را تعییر دادند. تکیه‌گاه انسان امروزی دانش و آگاهیست که خرد آنها را یکی پس از دیگری کشف کرده و به عنوان تکیه‌گاه و یا مبدا اولیه خود مورد استفاده قرار می‌دهد.

مذاهب قبل از دوره روشنفکری یا رنُساس تکیه‌گاه انسان برای شناخت خود بودند. روحانیانی که برای ترویج مذاهب به خود لقب "کارمند خدا" می‌دادند، با بهره‌گیری از ناآگاهی مردم، آنان را تحت کُنترل خود در می‌آرودند. در آن روزگار خرد نمی‌توانست رشد کند، چون روحانیان خرد فردی را نفی می‌کردند و قوانین الهی (قوانینی که پایه علمی و عقلانی ندارند، مانند صاف بودن زمین و یا اعتقاد داشتن به بشر غیب شده‌ای که زندگی جاودانه دارد) را جایگزین آن کرده بودند. پیشرفت دانش در آن دوره وابسته به اراده و خواست کارمندان خدا بود. قدرت سیاسی در کُنترل کردن مردم و مذهب ابزاری برای کُنترل مردم بود.

بعد از وقوع رنُساس و شروع عصر روشنگری عقاید و ایدولوژی مختلف خرد فردی و جمعی را به چالش کشیدند و آنان را از مذاهب و روحانیان مجزا و رها کردند. ولی عقاید، ایدولوژی‌ها و نظریه‌های علوم انسانی، بوسیله مبلغان و بخاطر وابستگی‌های فرد به داشتن تکیه‌گاه فکری، به مذاهب و معابد جدید اندیشه تبدیل شدند تا دگرگاه بتوانند، کُنترل مردم را همانند سُنت مذهبی به گروه خواصی در جامعه بدهند.

در کشور ما این روال گسترش خرد فردی و خرد جمعی با انقلاب مشروطه آغاز شد. در واکنش روحانیان به مبلغان ایدولوژی‌های مختلف، آنان مذهب را از فرم سُنتی خود (تقلید برای رحمت الهی) به فرم ایدولوژیکی امروزی آن تبدیل کردند تا بتوانند با مبلغان ایدولوژی‌ها به رقابت بپردازند. این وجع مشترک برای کُنترل کردن مردم به پیمانی ما بین آنان انجامید که در سال 57 ثمره‌اش انقلاب‌اسلامی نام گرفت. از آنجایی که هر عقیده‌ای که افراد بیشتری (نیروی بیشتری) را در کنار خود داشته باشد قدرت و نفوذ بیشتری خواهد داشت، و هر چه عقاید مخالف نیروی کمتری داشته باشند ضعیف‌تر خواهد بود. اولین برخورد انقلابیون با مخالفین جمهوری اسلامی بصورت کشتار سران نظام گذشته بود که دو گروه چپگرا و اسلامگرا نه فقط برای اداره قدرت، بلکه برای از بین بردن نیروهای مخالف خود از هر اعدام و جنایتی حمایت می‌کردند، آغاز شد و در کنار آن برای کسب قدرت بیشتر پیمان شکنی‌های خود با یکدیگر آشکارا به نمایش ‌گذاشتند.

با پیروزی اسلامگرایان بر ایران خرد جمعی در ایران از بین رفت و روحانیان خود را وارث برحق خرد جمعی نامیدند. برای اینکه خرد جمعی ایرانیان نتواند دوباره روحانیان و یا "کارمندان خدا" را به چالش بکشد، برنامه سیاسی اسلامگرایان از بین بردن خرد فردی در جامعه ایرانی شد. در سه دهه گذشته هدف اسلامگرایان تحقیر ایرانیان در هر سطر و طبقه اجتماعی و بالا بردن مقام روحانیت و در دست گرفتن و نمایش خرد جمعی بی محتوایی به نام غرب‌ستیزی و هویت کاذب جهان‌وطنی‌اسلامی بوده است. با این برنامه سیاسی بود که جمهوری اسلامی توانست چپگراهای سُنتی را به همراه خود یدک بکشد و به صف اصلاح‌طلبان رژیم بکشانده. آنان را رژیم در مرز خاکستری "خودی" و "غیر خودی" نگه داشته است یا به گفته روزمره در آب نمک خوابانده است.

جُنبش سبز مساجد و معابد دینی و ایدولوژیکی را ویران کرده و با تکیه به خرد فردی به همزیستی و حقوق شهوندی می‌پردازد. از این جهت چپگرایان و اسلامگرایان دیگر کُنترلی بر افراد جامعه ندارند ولی در تلاشند قدرت کاذب از دست داده خود را با آرمان های جهان‌وطنی و اصلاح طلبی نظام جمهوری اسلامی را به مردم بقبولانند. چپگرایان جهان وطنی ایران هنوز مدافع معلمان فلسطینی خود در اطراف اسرائیل هستند و مردم ایران را همانند اسلامگرایان، ابزار رسیدن به قدرت می‌شمارند و نه ملت ایران.























چهارشنبه 26 خرداد 1389




Donbaleh دنباله Balatarin بالاترین Facebook Facebook نظرشما چیست؟



نشر و تکثیر تمامی و یا قسمتی از مطالب نوشته شده در این سایت با ذکر نام ماخذ bahman.zahedi.com آزاد است.