بهمن زاهدی Bahman Zahedi  
  آغاز   تحقیقی   بهمن زاهدی   ایدئولوژی چیست و ما چه برخوردی با این مفهوم داریم؟ 

مجمع
  گوناگون

  تحقیقی

  انتخابات

  ترجمه

  سبز


نویسندگان
  بهمن زاهدی


گوناگون
  تماس با ما

  درباره ما


تبلیغات








Bahman Zahedi


ایدئولوژی چیست و ما چه برخوردی با این مفهوم داریم؟


ایدئولوژی ما طناب ما بود. با این طناب چنان دست و پا و عقل مان را گره زده بودیم كه بعدها خودمان هم نمی‌توانستیم گره‌های خودزده را باز و خودمان را از تله خلاص كنیم و در بدترین شرایط با این طناب‌ها، گره طناب‌ دار خود را با دستان خود درست می‌كردیم و به خیال این كه مردم كشورمان منتظر بهشت خیالی ما هستند در عالم رویا خودمان را ارضا می‌كردیم.

گرچه اجزای اصطلاح ایدئولوژی (ایده + لوژی) پیشینه‌ای بسیار کهن دارند؛ ولی لفظ ایدئولوژی، محصول دوران مدرن است.
آنتوان دوستوت دو تراسی فرانسوی (1836) برای اولین بار این واژه را در سال‌های پس از انقلاب فرانسه عنوان كرد. او ایدئولوژی را علم شناخت ایده‌ها می‌دانست. دو تراسی، این واژه را در گزارشی علمی تحت عنوان «رساله‌ای درباره قوه تفکر» در انستیتوی پاریس مطرح کرد.
او قصد داشت با بنیاد «اندیشه‌شناسی» یا «دانش‌ایده‌ها» و در پرتو آن، رسالتی را در «خدمت به انسان‌ها و حتا نجات آنان از جهل یا رهانیدن ذهن‌های آنان از پیش داوری‌ها و آماده کردن آنان برای فرمان فرمایی عقل» به دوش گیرد.

تعاریف مختلف ایدئولوژی

کلیه دیدگاه‌ها و تفکرات یک گروه را می‌توان ایدئولوژی نامید.
- ایدئولوژی عبارتست از بایدها و نبایدها، این که انسان چه کند و چه نکند و به طور کلی خطوط اساسی زندگی انسان، روش ها، خوب ها، بدها، هدف ها و وسیله‏ها نیازها و دردها و درمانها مسئولیت ها و تکلیف ها و... همه همه ایدئولوژی را تشکیل می‌دهند.
- به نظر لنین ایدئولوژی نظام‌های فکری است که طرفین طبقاتی در جنگ علیه یکدیگر از آن استفاده می‌کنند. ( هدف وسیله را توجیه می‌کند)
در معنای ماركسیستی ایدئولوژی یعنی آگاهی وارونه، شعور كاذب، ایدئولوژی دستگاهی است كه حقایق و واقعیت ها را به شكل دیگری به انسان ایدئولوژی زده باز می‌نمایاند.
به عقیده‌ی شریعتی، دقیق‌ترین تعریفی که جوهر و حقیقت و نقش اساسی ایدئولوژی را می‌شناساند این است که «ایدئولوژی ادامه غریزه در انسان است»
شاید کوتاهترین تعریفی را که برای ایدئولوژی بتوان ارائه داد آنست که بگوئیم :
ایدئولوژی نوعی خودآگاهی است

تعریف دیگر آنست که ایدئولوژی را سیستمی از ایده‌ها و قضاوت های روشن و صریح و عموماً سازمان یافته‌ای بدانیم که موقعیت یک گروه ، یا جامعه را توجیه و تفسیر و تشریح می‌نماید .
کامل ترین تعریف که در اروپا رایج است بصورت زیر می‌باشد.
- ایدئولوژی مجموعه‌ای است از نظرات، اعتقادات و نگرش‌ها : مانند جهان‌بینی ِ یک طبقه یا گروه اجتماعی.

تفسیرهائی از ایدئولوژی

به گفته‌ی " بندیكس "، ایدئولوژی‌ها حاصل یك جریان مداوم كنش متقابل بین پدیده‌ها و حوادث كنونی و آنچه از گذشته به ارث باقی مانده هستند از سوی دیگر " مارسل ریو " اظهار می‌كند كه : در یك جامعه‌ی پیچیده، برخورد بین ایدئولوژی‌ها ارتباط پیدا می‌كند با برخورد بین خرده گروه‌هایی كه می‌خواهند تئوری خود را به اكثریت بقبولانند و نهایتاً برای آن‌كه اداره‌ی جامعه را در دست بگیرند مبارزه می‌كنند. بنابراین، ایدئولوژی با یك مجموعه‌ی خاص از پدیده‌ها از قبیل ارزش‌ها و سمبل‌ها و ساخت‌ها ارتباط پیدا می‌كند. در این زمینه مساله‌ای كه توجه به آن حایز اهمیت است آن است كه برخی ایدئولوژی‌ها بدون آن‌كه تاثیری داشته باشند ظهور می‌كنند و سپس راه زوال در پیش می‌گیرند در حالی كه بعضی دیگر تاریخ را عمیقاً تحت تاثیر قرار می‌دهند. عوامل و شرایط مساعد و نامساعد موثر بر كنش ایدئولوژی بدون شك فراوانند و گاهی نیز ناپیدا و فهم آن‌ها آسان نیست و باید بیش از پیش برای شناخت آن‌ها به مطالعه و پژوهش پرداخت.
در تعریف ایدئولوژی ، این ویژگی‌ها را باید درنظر گرفت:
- ایدئولوژی عبارت است از سیستمی از ایده‌ها و قضاوت‌های روشن و صریح و عموماً سازمان یافته است كه موقعیت یك گروه یا جامعه را توجیه ، تفسیر و شرح و اثبات می‌كند‌. این سیستم با الهام و تاثیرپذیری شدید از ارزش‌ها ، جهت‌یابی معین و مشخصی را برای كنش اجتماعی آن گروه و یا آن جامعه پیشنهاد و ارائه می‌دهد
- این سیستم ایده‌ها و قضاوت‌ها به كسانی كه در وضعیت و موقعیت معین زندگی می‌كنند‌، این امكان را می‌دهد كه موقعیت خود را بهتر تعریف كنند‌، معنی و مفهوم آن را درك كنند و نیز آن را به اثبات برسانند
- چون ایدئولوژی با منافع در رابطه است بنابراین با حالاتی روانی نیز كه اغلب فراگیر است اما به چشم نمی‌آید مرتبط می‌شود.
- ایدئولوژی با انتخاب یك خط‌مشی كم و بیش مشخص و با درنظر گرفتن هدف‌ها و با نشان دادن راه‌هایی برای رسیدن به مقصود‌، افراد را به صورت دلخواه به سوی خود می‌خواند‌. در نهایت هدف ایدئولوژی آن است كه كنش تاریخی یك جامعه را تهییج و تحریك نماید.

تاریچه ایدئولوژی در تاریخ معاصر ایران

قبل از انقلاب مشروطیت در ایران روشنفکران آن زمان به فکر تقلید از روشنفکران اروپائی افتادند و با قبول کردن نظریاتی که در اوایل سده 19 میلادی در غرب مطرح بود ایدئولوژی هائی که بعدا بنام تفکرات التقاطی معرف شدند به ایران آوردند. این نظریات را روشنفکران آن زمان برای قدرت‌طلبی های فردی خود مورد استفاده قرار می‌دادند و نگاهی سطحی به آن نظریه‌ها می‌داشتند.
در دوره رضا شاه و محمد رضا شاه ایدئولوژی ملی که از طرف دولت حمایت می شد ناسیونالسم ایرانی نام گرفته بود.
تا سال 1340 رابطه چندانی مابین اسلام و ایدئولوژی موجود نبود غیر از مناسباتی مابین آخوندها و احزاب چپ آن زمان. ولی در آن سال نهضت آزادی صریحا اعلام کرد که این حزب براساس ایدئولوژی اسلامی تاسیس شده است. آنگاه حنیف نژاد و همفکرانش از این موضوع سخن گفتند همزمان با آنان دکتر علی شریعتی در سطح گسترده‌ای از ضرورت دین ایدئولوژیک سخن گفت و بعد هم مطهری.
تعریف ایدئولوژی در آن زمان بیشتر با تعریف لنین از ایدئولوژی مطابقت داشت و روشنفکران ایران شروع به جنگ طبقاتی با نظام کرده و هدفی بغیر از مطرح کردن خود در سیاست آن زمان و تقلید از مبارزات فلسطینی‌ها و چپگرایان امریکای- میانه و جنوبی نداشتند. مبارزه برای سرنگونی نظام بود و هدف وسیله را (جنگ مسلحانه) تعریف می کرد. نامگذاری مارکسیست های اسلامی بر این گروه‌ها نمایانگر ایدئولوژیک شدن اسلام و اتحاد چپگرایان تند رو و اسلامگریان بود که تا هم اکنون مکمل همدیگر هستند. بزرگترین اشتباه ایدئولوژیک های ایران هنوز در مطلق‌گرائی در امر اثبات تئوری های اجتماعی ثابت نشده می باشد به صورتی که تئوری به صورت اصول غیر قابل تغییر در آمده و راه تکامل فکری خود را بسته اند. از این نظر اسلامگرایان و چپگرایان تند رو هنوز متحد هستند.
بعد از انقلاب اسلامی سال 57 هیچ کدام از ایدئولوژی ها توان ارائه برنامه‌ای برای حال و آینده خود نداشتند و از حرکت افتادند. همه به یک بن بست ایدئولوژیکی رسیده بودند: " ایدئولوژی ما طناب ما بود. با این طناب چنان دست و پا و عقل مان را گره زده بودیم كه بعدها خودمان هم نمی‌توانستیم گره‌های خودزده را باز و خودمان را از تله خلاص كنیم و در بدترین شرایط با این طناب‌ها، گره طناب‌ دار خود را با دستان خود درست می‌كردیم و به خیال این كه مردم كشورمان منتظر بهشت خیالی ما هستند در عالم رویا خودمان را ارضا می‌كردیم." (خانه دایی یوسف)

اندیشه مشروطه خواهی

پایه‌های اصلی اندیشه مشروطه‌خواهی در انسانگرائی، خردگرائی و قانونگرائی است که با محرک تجّددطلبی خود را به چالشی همیشگی می‌کشد و روند تکاملی خود را با بازنگری و تجربه زنده نگاه می‌دارد. خردگرائی موتور تجّددطلبی در اندیشه مشروطه‌خواهی می‌باشد. اندیشه مشروطه‌خواهی دارای هدف های مشخصی برای جامعه می‌باشد. یکی از هدف های اصلی مشروطه‌خواهی رسیدن به یک جامعه مدنی و دموکراسی است که در یک سیستم دموکراسی لیبرال بهتر گنجانیده و تعریف می شود.
دموکراسی لیبرال یک سیستم مطلق‌گرا نیست و در بر گیرنده پلورالیسم و سکولاریزم هم می‌باشد و اندیشه‌ها و تفکرات دیگر را سرکوب نکرده بلکه فضائی دموکراتیک برای گفتمان سیاسی ارائه می‌دهد. یکی ار خصوصیات دموکراسی لیبرال سعی کردن برای رسیدن به تفاهم متقابل و جاره‌جوئی برای مسائل اجتماعی از طریق دیالوگ سالم سیاسی است.
احترام به حقوق شهروندان، اقوام ایرانی، اقلیت های مذهبی و دگراندیشان ایرانی پایه و اساس تفکر سیاسی ما در تاسیس حزب مشروطه ایران بوده تا جامعه را از بن بست انقلاب اسلامی برهانیم و آینده‌ای روشن برای گذر از استبداد در هر نوعش را ارائه دهیم و همچنین زمینه‌های فکری حداقل خودمان را برای آغاز کردن دوران دموکراسی و آزادی در ایران، آماده کنیم.
حزب مشروطه ایران خود را با قبول دموکراسی لیبرال برای آینده ایران درگیر جنگ های ایدئولوژیکی و طبقاتی و مذهبی نکرده است بلکه با دموکراسی لیبرال آینده مطلوب برای ایران را روشن تر کرده است.
به نظر من تعریف ایدئولوژی اروپائیان نگاه ما را به ایدئولوژی روشن تر و رساتر خواهد کرد:
ایدئولوژی مجموعه‌ای است از نظرات، اعتقادات و نگرش‌های یک گروه اجتماعی.


متن سخنرانی در دفتر پژوهش حزب مشروطه ایران 10 دی ماه 1387

پنچ شنبه 29 اسفند 1387




Donbaleh دنباله Balatarin بالاترین Facebook Facebook نظرشما چیست؟



نشر و تکثیر تمامی و یا قسمتی از مطالب نوشته شده در این سایت با ذکر نام ماخذ bahman.zahedi.com آزاد است.