اندیشیدن برای استفاده آگاهانه از ذهن برای شکل دادن به تصورات و مفاهیم مربوط به هم میباشد (1). قدرت تصور در ذهن انسان بیکران است و ذهن توانایی مجسم کردن هم چیز را داراست تا بدان جایی که تصورات با واقعیت هیچ رابطهای نداشته باشند. اندیشمند ولی عملکردش نزدیک کردن و به هم پیوستن تصورات ذهن با آگاهیهای داده شده (مفاهیم) به واقعیت است. هر چه تصور انسان به واقعیت نزدیکتر شود اندیشه بارورترست. نظریه اندیشمندانی که با استدلالهای منطقی خود بتوانند نظریهای را به واقعیت نزدیک کنند را «اندیشه» مینامند. هر نظریهای هم میتواند به مرور زمان بوسیله تصورات ذهنی انسان بصورت مطلق جلوه کند. مطلقاندیشی آغاز انحطاط اندیشه است. اندیشه در سیالیت خود رشد و پرورش مییابد همانند کودکی که با تجربیات زندگی زمانی به بلوغ فکری میرسد. هر چه آگاهی و تجربه انسان بیشتر شود، اندیشهها میتواند به سوی زوال و یا به واقعیت زمانه خود نزدیکتر و پُر بارتر شوند.
|