1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
Image Caption

نماز قاتل بر مقتول و شهادت اصلاح‌طلبی

Image Caption

سکوت، فریاد دیگریست

Image Caption

گفتگوهای هفتگی (هفته سوم آذرماه)

Image Caption

با کوله باری از تجربیات پیش به‌سوی پیروزی

Image Caption

گفتگوهای هفتگی (هفته اول آذرماه)

 

نیکی و بدی که در نهاد بشر است

 

شادی و غمی که در قضا و قدر است

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل

 

چرخ از تو هزار بار بی‌چاره‌تر است

نوشته‌ها

۲۶دی

نماز قاتل بر مقتول و شهادت اصلاح‌طلبی

زبان آخوند را باید شناخت؛ زیرا گفته‌های هر آخوندی مفهوم زیرکانه‌ای دارد که گه گاهی هشداریست به همدیگر. چندی پیش خامنه‌ای‌ گفته بود: «آن‌چنان‌که فکر می‌کنند مظلوم هم نیستم.» درزمانی که این گفته انتشار یافت، کسی نمی‌دانست منظور اصلی خامنه‌ای از بیان آن چیست! شاه‌کلید این معما پس از کشتن (شهید شدن) رفسنجانی به دست مافیای رهبری جمهوری اسلامی، بر همگان آشکار شد: آخرین هشدار خامنه‌ای به رفسنجانی پس از انتخاب ترامپ در امریکا!

با شکست سیاسی لابیگران اصلاح‌طلب در امریکا و انتخاب ترامپ از حزب جمهوری‌خواه، قرارداد برجامی که تضمین‌کننده حیات جمهوری اسلامی بود و به امضای کشورهای گروه 1+5 (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، انگلیس و آلمان) رسیده بود، ضمانت اجرایی خود را از دست داد؛ خامنه‌ای برای رودررو شدن با امریکا بهترین موقعیت را به دست آورد تا با بستن پرونده‌ی اصلاح‌طلبی، مافیای جمهوری اسلامی را یکدست کند؛ و این بهانه‌ای بود که رفسنجانی با اشاره به لغو ولایت‌فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی به دست او داد و این‌گونه گور خود را کند و با مرگش مقوله اصلاح‌طلبی یا اپوزیسیون ساختگی نظام را با خود به گور برد!

ادامه مطلب...

۱۶دی

سکوت، فریاد دیگریست

وقتی راهی شدم کسی همراهم نبود بارها شنیده بودم تنهایی جرأت می‌خواهد ولی زمانی که هیچ‌کس نمانده تا همراهم شود، تنها راه افتادن آخرین گزینه‌ای خواهد بود که انتخابی در آن نیست! هوا تازه تاریک شده و مه‌آلود بود. سکوت همه‌جا را فراگرفته بود حتی؛ عوعوی سگ‌های درنده سگ‌مذهب هم به گوش نمی‌رسید! همه باخته بودند، حتی کسانی که خود را برنده می‌دانستند! دیگرکسی نبود که مظلومانه بگوید انقلاب شکوهمندش را ربوده‌اند زیرا آن‌ها هم پشیمان از انقلاب ننگین خود سکوت اختیار کرده و فهمیده بودند که بازیچه‌ای بیش نبوده‌اند بجای اینکه مهره‌ای باشند عمل‌گرا برای کشوری که شناخت درستی از آن نداشتند. همگان از مرد و زن، برده نابخردی‌های خود شده بودند. در این میان وقاحت به‌جایی رسیده که بی‌وطنی که خود نمی‌داند فرزند کدامین پدرش هست، روایت می‌کند که «فروغ» هم‌بستر فلان شخص بوده، دیگر کدامین آیه «قران» بت‌پرستان را می‌توان باور کرد. گویی روایت سرا، کنار بستر فروغ به‌مانند «الله» پرستان ازخدابی‌خبر، مأمور شمارش آمیزش جنسی برای گرفتن مواجب مذهبی،‌ پاسبانی می‌کرده‌! در این آشفته‌بازار تنها بودن افتخار بزرگی‌ست و تنها راهی شدن بهترین گزینه ممکن!

ادامه مطلب...

۲۱آذر

گفتگوهای هفتگی (هفته سوم آذرماه)

یک سال گذشت!
یک سال پیش در این هنگامه آذرماه خبر رسید: که حق حرف زدن ندارم! حق نوشتن ندارم! حق نظر دادن هم ندارم و به‌طورکلی هیچ حقی ندارم!

امسال خبر رسیده: سکوت کن! ننویس، هیچ مگو! تغییرات مهمی درراه هستند که با سکوت تو به نتیجه خواهند رسید.

همان کردم که می‌خواستند و همین می‌کنم که می‌خواهند. دستور داده بودند و دستور گرفته بودند، و من‌بعد از بیست‌ودو سال فعالیت شبانه و روزی در حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) از عضویت در آن حزب استعفا دادم (اندیشه‌ای که در آن حزب فراگرفته‌ام را هیچ‌کس نتوانست از من بگیرید). خوشحال شدند و خوشحالشان کردند. ولی امسال خوشحال خواهم شد که آن‌ها هم استعفا دهند که استعفای من را می‌طلبیدند! زمانه به هیچ‌کس رحمی ندارد! جبر زمانه این را حکم می‌کند. نه به فکر انتقام‌گیری هستم و نه انتقام در اندیشه مشروطه‌خواهی توان موجودیت دادن به خود را داراست. آنچه از بین خواهد رفت دیواری است که از پایه کج بناشده.

تا اولین هفته سال میلادی جدید سکوت خواهم کرد. به یاد گذشته و به امید فردای بهتر. اگر سکوت من آرامش‌بخش است. ساکت خواهم ماند ولی هیچ‌گاه فراموش نکنید که تاکنون هم در سکوت به سر برده‌ام!

ادامه مطلب...

۱۴آذر

با کوله باری از تجربیات پیش به‌سوی پیروزی

تکلیف هواداران پادشاهی بسیار روشن است «سرنگونی جمهوری اسلامی تا برقراری پادشاهی در ایران»؛ اما برای رسیدن به این مهم می‌بایست بازنگری ژرفی در نیروهای پادشاهی‌خواه صورت گیرد که پیش‌گام نخست آن گذر از کسانی‌ست که اتحاد بین هواداران پادشاهی را بر هم زده‌اند تا در مرحله بعدی بتوان هماهنگی بین سازمان‌ها و احزاب پادشاهیِ پراکنده‌شده را ایجاد کرد. وظیفه اصلی طرفداران پادشاهی هم فعالیت سازمان‌دهی شده و پرهیز از کارهای انفرادی و بیهوده است.

زمان آن فرارسیده که برای دستیابی به آینده‌ای بهتر برای میهنمان تجددی ایران دوستانه در صفوف پادشاهی خواهان صورت گیرد چراکه موقعیت به‌دست‌آمده آخرین‌مهلت برای انسجام ملی در جهت رهایی ایرانمان است که نمی‌بایست از دست برود! راه مشخص است، هدف نیز هم...

ادامه مطلب...

۰۷آذر

گفتگوهای هفتگی (هفته اول آذرماه)

ایران درخطر نیست! جمهوری اسلامی در فاز سرنگونی قرارگرفته.

با مرور دوباره رخدادهای خاورمیانه و در صدر آن‌ها بسته شدن روزنامه «جمهوریت» در «جمهوری سکولار» ترکیه، کمر «دموکراسی» در خاورمیانه زیر ضعف همیشگی «جمهوری‌خواهی» (به دلیل عدم آینده‌نگری همه‌جانبه برای تمامی طبقات جامعه) شکست و این مهم در عمل خاطرنشان کرد که چگونه این شکل از نظام سیاسی در منطقه، رسیدن به دموکراسی را دست‌نیافتنی کرده است. سناریویی که در ترکیه پیاده شد برای ما تکراری است! مظلوم‌نمایی، قدرت‌طلبی، سرکوب دگراندیش، پاک‌سازی کارمندان دولتی، دستگیری و شکنجه آزادی خواهان، گروگان‌گیری پناه‌جویان و مطلق‌گرایی، همه این‌ها تنها برای ریاست جمهوری مادام‌العمر! اگرچه این سناریو برای ما آشناست ولی ساکنان اروپا به‌تازگی دریافته‌اند که چطور اسلام می‌تواند ابزاری شود در دست اسلام‌گرایان که برای تحکیم قدرت‌طلبی شخصی، توده‌های ناآگاه جامعه را مجهز کرده و به خیابان بیاورند. این موقعیتی‌ست برای ایرانیان اروپا نشین تا بدون اینکه مستقیم در رابطه با فاشیسم مذهبی در ایران سخن بگویند؛ اروپاییان را متوجه وضعیت مشابه آن در ترکیه کنند.

اصلاح‌طلبان صادراتی بااینکه مخالف ناسیونالیسم ایرانی هستند؛ اما کاربرد واژه ایران در سخن‌ها و نوشته‌هایشان عادتی دیرینه دارد! گویی این دسته فراموش کرده‌اند که رژیم اسلامی، ایران را ابزاری برای جهان‌گشایی و شیعه پروری می‌داند که تاکنون هیچ برنامه درستی برای آینده ایران ارائه نکرده‌اند و تنها در فکر سوءاستفاده از ثروت‌های ملی ایران در جهت صدور انقلابشان هستند. پایه‌گذاری تشکیلات لابی‌گری در امریکا هم تنها برای حمایت از مواضع جمهوری اسلامی بوده و نه در دفاع از منافع ملی ایرانیان. به همین دلیل ایران سرایی لابی‌گران رژیم و به صدا درآوردن زنگی که ایران درخطر است یاوه‌گویی بیش نیست. حقیقت آن است که این جمهوری اسلامی‌ست که درخطر افتاده و به دنبال مهره‌هایی مشابه احمدی‌نژاد و یا سیدخندان دیگری می‌گردد تا دوران ریاست جمهوری ترامپ را هم‌پشت سر بگذارد و همچنان به حیات ظاهری خود ادامه دهد. در حقیقت داستان جمهوری اسلامی و لابی‌گرانش همان داستان چوپان دروغ‌گوی کودکی‌های ماست.

آنان که «ملت ایران» را «ملت در خود خمیده ایران» می‌نامند، نباید دلیل این در خود خمیدگی را در سرسپردگی و فرمان‌برداری مردم ایران از جمهوری اسلامی یا عبادت ظاهری بدانند، بلکه ملت ایران به‌منظور شناخت دوباره خود آماده نوزایی برای ساختن آینده‌ای بهتر در خود و تاریخ خود خمیده‌اند. ملتی که در سکوت ظاهری خود غرق‌شده‌ است، زمانی آن‌چنان قد علم خواهد کرد و جهانیان را مبهوت اندیشه‌ انسانی خود کند که یارای باورش نخواهد بود. اکنون ملت ایران در آماده‌باش به سر می‌برد! و این همان اراده راسخی است که در یکایک ایرانیان انباشته‌شده و این نوید را می‌دهد که باید انگیزه‌ای نوینی برای آغازی دوباره در مبارزه آفرید. خوشبختانه ایران درخطر نیست و این جمهوری اسلامی است که تلاش می‌کند نقاب خود را تغییر دهد تا در سرنگونی خود وقفه ایجاد کند.

ادامه مطلب...

زیر مجموعه ها

لیبرال دموکراسی



آخرین نوشته‌ها

نماز قاتل بر مقتول و شهادت اصلاح‌طلبی…

سکوت، فریاد دیگریست…

گفتگوهای هفتگی (هفته سوم آذرماه)…

با کوله باری از تجربیات پیش به‌سوی پیروزی…

گفتگوهای هفتگی (هفته اول آذرماه)…

گفتگوهای هفتگی (هفته آخر آبان ماه)…

ملی‌گرایی در مقابل فرآيند جهانی‌شدن (گلوباليزاسيون)…

گفتگوهای هفتگی (هفته سوم آبان ماه)…

دوستان همراه

ما 474 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

GOTOP