1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
Image Caption

نماز قاتل بر مقتول و شهادت اصلاح‌طلبی

Image Caption

سکوت، فریاد دیگریست

Image Caption

گفتگوهای هفتگی (هفته سوم آذرماه)

Image Caption

با کوله باری از تجربیات پیش به‌سوی پیروزی

Image Caption

گفتگوهای هفتگی (هفته اول آذرماه)

 

نیکی و بدی که در نهاد بشر است

 

شادی و غمی که در قضا و قدر است

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل

 

چرخ از تو هزار بار بی‌چاره‌تر است

گفتگو

۲۱آذر

گفتگوهای هفتگی (هفته سوم آذرماه)

یک سال گذشت!
یک سال پیش در این هنگامه آذرماه خبر رسید: که حق حرف زدن ندارم! حق نوشتن ندارم! حق نظر دادن هم ندارم و به‌طورکلی هیچ حقی ندارم!

امسال خبر رسیده: سکوت کن! ننویس، هیچ مگو! تغییرات مهمی درراه هستند که با سکوت تو به نتیجه خواهند رسید.

همان کردم که می‌خواستند و همین می‌کنم که می‌خواهند. دستور داده بودند و دستور گرفته بودند، و من‌بعد از بیست‌ودو سال فعالیت شبانه و روزی در حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) از عضویت در آن حزب استعفا دادم (اندیشه‌ای که در آن حزب فراگرفته‌ام را هیچ‌کس نتوانست از من بگیرید). خوشحال شدند و خوشحالشان کردند. ولی امسال خوشحال خواهم شد که آن‌ها هم استعفا دهند که استعفای من را می‌طلبیدند! زمانه به هیچ‌کس رحمی ندارد! جبر زمانه این را حکم می‌کند. نه به فکر انتقام‌گیری هستم و نه انتقام در اندیشه مشروطه‌خواهی توان موجودیت دادن به خود را داراست. آنچه از بین خواهد رفت دیواری است که از پایه کج بناشده.

تا اولین هفته سال میلادی جدید سکوت خواهم کرد. به یاد گذشته و به امید فردای بهتر. اگر سکوت من آرامش‌بخش است. ساکت خواهم ماند ولی هیچ‌گاه فراموش نکنید که تاکنون هم در سکوت به سر برده‌ام!

ادامه مطلب...

۰۷آذر

گفتگوهای هفتگی (هفته اول آذرماه)

ایران درخطر نیست! جمهوری اسلامی در فاز سرنگونی قرارگرفته.

با مرور دوباره رخدادهای خاورمیانه و در صدر آن‌ها بسته شدن روزنامه «جمهوریت» در «جمهوری سکولار» ترکیه، کمر «دموکراسی» در خاورمیانه زیر ضعف همیشگی «جمهوری‌خواهی» (به دلیل عدم آینده‌نگری همه‌جانبه برای تمامی طبقات جامعه) شکست و این مهم در عمل خاطرنشان کرد که چگونه این شکل از نظام سیاسی در منطقه، رسیدن به دموکراسی را دست‌نیافتنی کرده است. سناریویی که در ترکیه پیاده شد برای ما تکراری است! مظلوم‌نمایی، قدرت‌طلبی، سرکوب دگراندیش، پاک‌سازی کارمندان دولتی، دستگیری و شکنجه آزادی خواهان، گروگان‌گیری پناه‌جویان و مطلق‌گرایی، همه این‌ها تنها برای ریاست جمهوری مادام‌العمر! اگرچه این سناریو برای ما آشناست ولی ساکنان اروپا به‌تازگی دریافته‌اند که چطور اسلام می‌تواند ابزاری شود در دست اسلام‌گرایان که برای تحکیم قدرت‌طلبی شخصی، توده‌های ناآگاه جامعه را مجهز کرده و به خیابان بیاورند. این موقعیتی‌ست برای ایرانیان اروپا نشین تا بدون اینکه مستقیم در رابطه با فاشیسم مذهبی در ایران سخن بگویند؛ اروپاییان را متوجه وضعیت مشابه آن در ترکیه کنند.

اصلاح‌طلبان صادراتی بااینکه مخالف ناسیونالیسم ایرانی هستند؛ اما کاربرد واژه ایران در سخن‌ها و نوشته‌هایشان عادتی دیرینه دارد! گویی این دسته فراموش کرده‌اند که رژیم اسلامی، ایران را ابزاری برای جهان‌گشایی و شیعه پروری می‌داند که تاکنون هیچ برنامه درستی برای آینده ایران ارائه نکرده‌اند و تنها در فکر سوءاستفاده از ثروت‌های ملی ایران در جهت صدور انقلابشان هستند. پایه‌گذاری تشکیلات لابی‌گری در امریکا هم تنها برای حمایت از مواضع جمهوری اسلامی بوده و نه در دفاع از منافع ملی ایرانیان. به همین دلیل ایران سرایی لابی‌گران رژیم و به صدا درآوردن زنگی که ایران درخطر است یاوه‌گویی بیش نیست. حقیقت آن است که این جمهوری اسلامی‌ست که درخطر افتاده و به دنبال مهره‌هایی مشابه احمدی‌نژاد و یا سیدخندان دیگری می‌گردد تا دوران ریاست جمهوری ترامپ را هم‌پشت سر بگذارد و همچنان به حیات ظاهری خود ادامه دهد. در حقیقت داستان جمهوری اسلامی و لابی‌گرانش همان داستان چوپان دروغ‌گوی کودکی‌های ماست.

آنان که «ملت ایران» را «ملت در خود خمیده ایران» می‌نامند، نباید دلیل این در خود خمیدگی را در سرسپردگی و فرمان‌برداری مردم ایران از جمهوری اسلامی یا عبادت ظاهری بدانند، بلکه ملت ایران به‌منظور شناخت دوباره خود آماده نوزایی برای ساختن آینده‌ای بهتر در خود و تاریخ خود خمیده‌اند. ملتی که در سکوت ظاهری خود غرق‌شده‌ است، زمانی آن‌چنان قد علم خواهد کرد و جهانیان را مبهوت اندیشه‌ انسانی خود کند که یارای باورش نخواهد بود. اکنون ملت ایران در آماده‌باش به سر می‌برد! و این همان اراده راسخی است که در یکایک ایرانیان انباشته‌شده و این نوید را می‌دهد که باید انگیزه‌ای نوینی برای آغازی دوباره در مبارزه آفرید. خوشبختانه ایران درخطر نیست و این جمهوری اسلامی است که تلاش می‌کند نقاب خود را تغییر دهد تا در سرنگونی خود وقفه ایجاد کند.

ادامه مطلب...

۳۰آبان

گفتگوهای هفتگی (هفته آخر آبان ماه)

نیکو اشتباه ممکن

شاهزاده رضا پهلوی، برخلاف سران رژیم جمهوری اسلامی که به انتخاب ترامپ واکنشی رسمی نشان ندادند؛ به‌درستی در نامه‌ای به رئیس‌جمهور منتخب امریکا، دیگربار خواستِ اکثریت ایرانیان را یادآور شدند؛ که خود گویای این حقیقت است که شاهزاده همچنان می‌توانند رهبر آزادی‌خواهی «مردم ایران» شوند. خوشبختانه پیش از اینکه دوباره شاهزاده به رهبری شایسته برای «تمام ایرانیان» انتخاب شوند، نیکو اشتباهی مرتکب شدند:

«شاهزاده‌ی تمام ایرانیان نمی‌تواند، سخنگوی معدود افرادی شوند که سخنی برای گفتن ندارند و اندیشه‌ای سیاسی در خود پرورش نداده‌اند و تنها نام و اعتبار تاریخی ایشان را هدف قرار داده‌اند! به اسارت درآوردن شاهزاده به دست کارمندان دفتری، این تجربه را به ایشان داد که شاهزاده‌ای که برای سال‌ها نماینده اکثریت ایرانیان بوده چگونه به سخنگویی افرادی نزول کرده‌اند که هیچ اندیشه‌ی ارزشمند و پیشرویی در خود ندارند! نیکو اشتباهی که به‌مرور خود ایشان هم به‌عنوان تجربه‌ای برای آینده از آن گذر خواهند کرد.»

خوشبختانه این نیکو اشتباه سیاسی درزمانی رخ داد که آسیب چندانی را به مبارزات مردمی وارد نکرد. شاهزاده سخنگوی اکثریت اپوزیسیون جمهوری اسلامی هستند، از حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) تا حزب سکولار دموکرات ایرانیان؛ ولی با در نظر گرفتن چهارچوب منشور آن احزاب. شاهزاده می‌تواند با اکثریت اپوزیسون دموکرات ایران همکاری کند ولی نه در قالب «شورای ملی» فروریخته در خود و بدون اندیشه‌ای برای آینده ایران!

نیکو اشتباهات سیاسیِ ممکن (از دیدگاه سیاست جهانی روز) که توانایی رهایی ایران از دست جمهوری اسلامی را داشته باشند، درراه هستند؛ و می‌باید با گفتمان‌های سیاسی «ملت ایران» مطابقت داشته باشند: عدم خشونت در سیاست، بدون جنگ و خون‌ریزی، بدون اعدام، برقراری دادگاه حقیقت، احترام به حقوق شهروندی و از همه مهم‌تر پایه‌گذاری «لیبرال دموکراسی ایرانی» به همراه «ناسیونالیسم ایرانی» برای برقراری جامعه مدنی نوین برای «تمامی ایرانیان».

ادامه مطلب...

۱۶آبان

گفتگوهای هفتگی (هفته سوم آبان ماه)

نژادپرستی کدام نژاد؟

قرن‌های متمادی تاریخ جنگ‌ها و کشورگشایی‌ها، آن‌گونه با کشتار مردان و به اسارت کشاندن زنان، تجاوز یا ازدواج با آنان درهم‌آمیخته؛ که نمی‌توان انسان امروزی را در یک نژاد خاص و اصیل تعریف کرد! تاریخ هزاران ساله‌ی ایران با حمله‌ی اسکندر، عرب‌ها، چنگیز خان مغول و دیگر متجاوزان به ایران از یکسو و درهم‌آمیختگی و پیوند اقوام ایرانی باهم از سویی دیگر دست‌به‌دست هم می‌دهد تا ایرانیان نیز، چون بسیاری از مردمان دنیا معجونی از تمامی نژادهای مختلف باشند. حال ما ایرانیان از میان این رنگین‌کمان نژادی، کدام نژاد را پرستش می‌کنیم که به ما انگ نژادپرستی می‌زنند؟!
آیا هرگز با خود اندیشیده‌اید که اسلام‌گرایانی که هرروزه‌ی تقویم را با عزاداری یا جشن ولادت برای محمد و دوازده امام و چهارده معصومشان که هیچ‌کدام به دست غیرمسلمانی کشته، مسموم و سربریده نشده، پر می‌کنند، نژادپرستان عرب لقب نمی‌گیرند ولی ایرانیانی که بعد از سال‌ها سرکوب ارزش‌های ملی برای نخستین پادشاهشان که اولین انسان لیبرال دموکرات جهان بوده بزرگداشتی برگزار می‌کنند نژادپرست خطاب می‌شوند؟!
در حقیقت کسانی بر طبل نژادپرستی مردم ایران می‌کوبند که حتی از درک ساده‌ی معنایی دو واژه‌ی نژادپرستی و ملی‌گرایی عاجزند!
مدعیان انقلاب روشنفکری دیروز؛ همان‌ها که ملایان را به دزدی انقلاب شکوهمندشان متهم می‌کنند و امروز پاداش بی‌وطنی‌شان را در رادیو و تلویزیون‌های بیگانه در مقابلشان انداخته‌اند، مردم ایران را نژادپرست می‌خوانند!
به لطف سیاست غرب و دلارهای سبز همچنان اتحاد نامقدس سرخ و سیاه برای نابودی ایران و هویت ایرانی به کار است تا فاشیست مذهبی در خاورمیانه، سرمایه‌هایی را که باید برای آینده ایران هزینه شوند به جیب اسلحه فروشان شرق و غرب روانه کند! تاریخ دیگربار گواه آن شد که تا چه اندازه چپ‌گرایان ایران همانند اسلام‌گرایان می‌توانند زالووار زندگی کنند و ایران ستیز هستند!
ای‌کاش مارکس برای مدعیان روشنفکری که هنوز نه تفاوت میان ناسیونالیست و نژادپرستی را می‌دانند و نه فرق میان انترناسیونالیسم و جهانی‌شدن را! در کتاب کاپیتال خود (قران چپ‌گرایان) حدیث، آیه و یا سوره‌ای دراین‌باره می‌نوشت تا چپ‌گرایان ایران ستیز را راهنمایی می‌کرد! پروردگار عقلی به چپ‌گرایان بدهد و آزادی را به ایرانیان بازگرداند.

ادامه مطلب...

۰۹آبان

گفتگوهای هفتگی (هفته دوم آبان ماه)

ایران وطن ماست شعاری بود کوتاه اما؛ پرمحتوا

ایران به آتش می‌کشد خاموشی تاریخ را
هوشیار پایان می‌برد مدهوشی تاریخ را

ایران به شوق زندگی در مرگ رویین‌تن شده
مرد و زنش تلفیقی از ابریشم و آهن شده

ایران پر است از عاشقان، این گنج‌های بی‌شمار
مرزی است پرگوهر ولی؛ با رنج‌های بی‌شمار

دربند بنشانم ولی از بندها آزادشو
قلب مرا ویران کن و با خون من آباد شو

ما قرن‌ها پای وطن پیدا و پنهان مانده‌ایم
ما پای فرهنگی کهن با نام ایران مانده‌ایم

(سراینده: یک ایرانی)

امسال جوانان ایران بزرگداشت کوروش کبیر را با شور و حال دیگری برگزار کردند. در حقیقت، «ایران وطن ماست، کوروش پدر ماست» پاسخی بود به رسانه‌های بیگانه که در چند هفته گذشته تمام تلاششان را کردند تا ثابت کنند کوروش کبیر آن‌چنان هم ایرانی نبوده و درنهایت هم به‌کل منکر وجود چنین شخصیتی شدند! حمله به ناسیونالیسم ایرانی را در تمام رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی ازجمله بی‌بی‌سی، صدای امریکا، رادیو فردا و رادیو زمانه دیدیم و خواندیم اما؛ آنچه را که در سالروز کوروش شاهدش بودیم جز این نبود که رسانه‌های خارجی در میان جوانان ایران هیچ‌گونه اعتبار و جایگاهی ندارند و حقیقت جز آن است که می‌گویند یا می‌نویسند.
«ایران وطن ماست»، هم به فدرال‌چی‌ها پاسخی داد و هم به چپ‌گرایانی که در رسانه‌های بیگانه به ناسیونالیسم ایرانی می‌تازند. البته این مهم را فراموش نکنیم که دیر زمانی‌ست سخن آنان برای خودشان نیز بی‌معنا شده چه رسد به خوانندگان و شنوندگانشان.
همچنین شعار «ایران وطن ماست» گوشزدی به فدرال‌چی‌های شورای ملی هم بود که خود را از راه مردم جدا نکنند و بلندگوی بیگانگان نشوند و از نام شاهزاده سوءاستفاده نکنند.
و درنهایت، فریادهای «پهلوی پهلوی تولدت مبارک» این نکته را خاطرنشان کرد که جوانان ایران شاهزاده را فرای پست ریاستی و سازمانی‌اش باور دارند و میان او و تشکیلات شورای ملی با کارنامه‌ای نه‌چندان قابل‌قبول، خط‌کشی کرده‌اند. آنچه جوانان در پاسارگاد فریاد زدند شادباشی بود همراه با یادآوری مسئولیت تاریخی و امیدی که به ایشان بسته‌اند.

ادامه مطلب...

لیبرال دموکراسی



آخرین نوشته‌ها

نماز قاتل بر مقتول و شهادت اصلاح‌طلبی…

سکوت، فریاد دیگریست…

گفتگوهای هفتگی (هفته سوم آذرماه)…

با کوله باری از تجربیات پیش به‌سوی پیروزی…

گفتگوهای هفتگی (هفته اول آذرماه)…

گفتگوهای هفتگی (هفته آخر آبان ماه)…

ملی‌گرایی در مقابل فرآيند جهانی‌شدن (گلوباليزاسيون)…

گفتگوهای هفتگی (هفته سوم آبان ماه)…

دوستان همراه

ما 464 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

GOTOP