تفاهم به معنی فهمیدن سخنان یا درک مقصود یکدیگر است. توافق ولی به معنی رأی و نظر یکسان داشتن و موافقتکردن درباره مسئله مشخصی هست. بدینصورت تفاهمنامه سندی میباشد که تضمین اجرایی ندارد در حالی که توافقنامه سندی مشترک هست که تضمین اجرایی پیدا میکند. تازه بعد از این همه مذاکره جمهوری اسلامی و غرب توانستهاند مقصود همدیگر را درک کنند. در واقع شش وزیر امور خارجه و ملیجک ظریف خامنهای توانستهاند مواضع همدیگر را بیان کرده و امضا کردهاند که مواضع همدیگر را درک کردهاند. حتی دلقکهای حرفهای بهتر میتوانند مردم را بخندانند تا این هفت وزیر امور خارجه! به همین دلیل این مذاکرات تنها وقت تلفکردن بوده و هست. شاید دلیل اینکه سه تفاهمنامه متفاوت (آمریکایی، اروپایی، آخوندی) به بیرون آمده این هست که هرکدام از طرفین سعی کرده مواضع خود را مشخصتر بیان کند!

دانيال خندهرو: تفاهم يا سوءتفاهم! اندک زمانی پس از به پایان رسیدن گفتگوهای هستهای و با نشر سهگانه مفاد به تفاهم رسیده (آمريكايی، اروپايی، پارسی) برای هموطنان داخل کشور این پرسش به ذهن رسید كه کدامیک درست و کدام دولت دروغگو است؟ سردار سپاه در پيامى این پیروزی (لوزان چای) را به رهبر خود شادباش گفت، اوباما این تفاهم را تاریخی خواند و اروپا به بزرگنمايى کار آراییهای آن پرداخت. عراقچى معاون وزیر امور خارجه یادآور شد كه هریک از طرفین برداشتهای شخصی و مورد دلخواه خود را از تفاهم به نوشتار درآورده و منتشر کردهاند.
آیا منظور از تفاهم؛ رسیدن به نظر مشترک نيست؟ چگونه میتوان برداشتهای شخصی متفاوت از يک موضوع داشت و آن را تفاهم خواند؟ گویا منظور آقای اوباما تاریخی بودن این سوءتفاهم است!
پيام آیتالله خامنهای آب سردی بود بر پيكر مذاکرهکنندگان. ایشان با حمايت از توافق خوب، یادآور شد كه اجباری برای پایبندی به تفاهم يا توافق نيست. يكى از برداشتهای حاصل از این پيام، بیاعتمادی به دولت جمهوری اسلامی است اما به گمان نگارنده، شخص رهبر كه عروسکگردان این خیمهشببازی است در فكر راه فرار است. ایالاتمتحده اعلام كرد كه تحریمهای کنگره بهیکباره قابل لغو نيست. تحریمهای شورای امنیت هم مرحلهبهمرحله حذف خواهد شد و با کشف اولين پنهانکاری و كج روى قابل بازگشت است. عدم اجبار ايران به پايبندى به تفاهم و توافق را میتوان به اين معنا نيز تعبير كرد؛ پس از گذشت زمان موردنیاز براى بازسازی توان اقتصادى سپاه- اقتصاد در ايران نظامى است و با برطرف شدن برخى تحریمهای بانكى و نفتى سپاه قادر خواهد بود تا درآمدهاى ملى كشور را بهمانند گذشته در حمايت از تروريسم خرج كرده و يا توسط برخى افراد اختلاس كند- با دستآویز كردن لغو نشدن تمامى تحریمها و عدم اعتماد به كشورهاى ١+٥ بهطور یکطرفه توافق را باطل كند. به همين منظور نياز است تا در زمان پيش رو شروط و تحریمهایی براى پيشگيرى از خروج جمهورى اسلامى از توافق در نظر گرفتهشده و با يادداشت آن در متن نهايى از ضمانت اجرا برخوردار گردد.
بهمن زاهدی: تفاهم به معنی فهمیدن سخنان یا درک مقصود یکدیگر است. توافق ولی به معنی رأی و نظر یکسان داشتن و موافقتکردن درباره مسئله مشخصی هست. بدینصورت تفاهمنامه سندی میباشد که تضمین اجرایی ندارد در حالی که توافقنامه سندی مشترک هست که تضمین اجرایی پیدا میکند.
تازه بعد از این همه مذاکره جمهوری اسلامی و غرب توانستهاند مقصود همدیگر را درک کنند. در واقع شش وزیر امور خارجه و ملیجک ظریف خامنهای توانستهاند مواضع همدیگر را بیان کرده و امضا کردهاند که مواضع همدیگر را درک کردهاند. حتی دلقکهای حرفهای بهتر میتوانند مردم را بخندانند تا این هفت وزیر امور خارجه! به همین دلیل این مذاکرات تنها وقت تلفکردن بوده و هست. شاید دلیل اینکه سه تفاهمنامه متفاوت (آمریکایی، اروپایی، آخوندی) به بیرون آمده این هست که هرکدام از طرفین سعی کرده مواضع خود را مشخصتر بیان کند!
دانيال خندهرو: دولت روسيه با اعزام ناوهاى هواپيمابر خود به درياى شمال و ورود به آبهای ساحلى دو كشور هلند و بلژيك، ادامه تحریکهای نظامى بهمانند نقشهبرداری هوایی و بهروز كردن اطلاعات خود از آرايش و محل پایگاههای نظامى كشورهاى اروپاى غربى، دو كشور بلژيك و هلند را وادار كرد تا با تشكيل گروه مشترك در صورت خروج ناوهاى روسى از محدوده آبهای آزاد و تجاوز دوباره به حريم دريايى اين دو كشور (ناوهاى روسى گفتهاند كه راه خود را گمکرده و بهاشتباه وارد حريم اين دو كشور شدهاند) وارد عمل شده و حضور خود را به رخ نيروهاى روسى بكشانند. ايران نيز با اعزام دو ناوچه به آبهای آزاد خليج عدن بهمنظور حمايت از کشتیهای نفتى خود به تحريك دوباره كشورهاى عرب پرداخت. دكترين نظامى روسيه قرار دادن تمدنها در مقابل يكديگر است -برخى از صاحبنظران مذهب را نيز تمدن به شمار میآورند اما به نظر نگارنده ميان دين و تمدن دوگانگى برقرار است- جمهورى اسلامى نيز با حمايت از تبعيض مذهبى شيعه پيرو دكترين پوتين است.
بهمن زاهدی:جمهوری اسلامی میخواهد خود را در جامعه بینالمللی با اعزام دو ناوچه به آبهای یمن بیشتر مطرح کند. ولی در رابطه با لواط گرانی که خود را محافظین کعبه «خانه خدا» نام گذاشتهاند و به دو نوجوان ایرانی تجاوز جنسی کردهاند جمهوری اسلامی صدایش درنمیآید. آیا اسلام دین لواط گران و زنازادگان هست که تجاوز جنسی در فرقههای شیعه و سنی امری عادی شده؟ زمانی که آیتاللههای عاری از انسانیت در جمهوری اسلامی نماز و روزه را هم به مسخره گرفتهاند، میتوان مراسم حج را در خود ایران انجام داد. آیا آرامگاه کوروش بزرگ را نمیتوان قبلهگاه مسلمان قرارداد و مراسم حج را هرساله در کناره این بزرگمرد ایران انجام داد؟ عدم وابستگی به عربستان سعودی در رابطه با اسلام بهترین راه دفاع از جوانان و مؤمنان ایرانی هست که هرساله مورد تجاوز مأموران خود نامیده «الله» قرار میگیرند.